الفيض الكاشاني

107

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دچار بدبختى و شقاوتى بىپايان شده ، و اگر حسن عاقبت پيدا كند و بر عقيدهء توحيد بميرد اميد رهايى او از آتش وجود دارد هر چند پس از گذشت مدّتى باشد ؛ و محال نيست كه به سببى پنهانى كه بر آن آگاه نيستيم عموم عفو شامل حالش شود ، چنان كه محال نيست كه انسان به ويرانه‌اى درآيد تا در آن گنجى بيابد و اتّفاقا به آن برسد . و يا در خانه‌اش بنشيند تا خدا او را عالم گرداند و دانش را بدون تعلّم و آموزش روزى او كند چنان كه پيامبران ( ع ) چنين بوده‌اند ، زيرا درخواست آمرزش با اداى طاعات مانند تحصيل علم با تلاش و تكرار ، و طلب مال با تجارت و سفر كردن از طريق درياهاست . امّا درخواست آمرزش به صرف اميد با وجود تباهى اعمال مانند طلب گنج در ويرانه‌ها و طلب علوم از طريق تعليم فرشتگان است . واى كاش كه هر كس بكوشد بياموزد ، و هر كس تجارت كند توانگر شود و هر روزه‌گير نمازگزارى آمرزيده شود . بنابر اين همهء مردم محرومند جز عالمان ، و عالمان همگى محرومند جز عمل كنندگان ، و عمل كنندگان همه محرومند جز مخلصان و مخلصان در برابر خطرى بزرگ قرار دارند . به همين گونه است حال كسى كه خانهء خود را ويران كند ، و مال و اندوخته خود را تباه سازد ، و خود و عائله‌اش را گرسنه بگذارد و بگويد : « اميد به فضل خدا دارم » ؛ و انتظار كشد كه خداوند گنجى روزى او كند كه آن را در زير زمين خانهء ويران خود بيابد . چنين كسى در نزد اهل بينش از احمقان و مغروران است هر چند آنچه را انتظار مىكشد از قدرت خداوند و فضل او محال نيست . همچنين كسى كه از فضل و بخشش خداوند انتظار آمرزش دارد در حالى كه در طاعت كوتاهى مىكند و بر گناهان خويش اصرار مىورزد و در راهى كه مورد آمرزش قرار گيرد گام بر نمىدارد از نظر صاحبدلان در زمرهء سفيهان و ديوانگان است . شگفتا از اين ديوانه كه حماقت خود را در قالب مورد پسندى رواج مىدهد و مىگويد : خداوند كريم و بخشنده است و بهشت او از همچون منى تنگ نمىشود و نافرمانى من به او زيانى نمىرساند . سپس مىبينى كه براى به دست آوردن مال درياها را مىنوردد و در خطرها و سختيها وارد مىگردد و اگر به او گفته شود : خداوند كريم است و طلاهاى خز اين او از اين كه تو را بىنياز كند كم نمىآيد ، در خانه‌ات بنشين شايد از راهى كه انتظار آن را ندارى روزيت را برساند ، ليكن او گويندهء اين سخنان را احمق مىشمارد و او را مورد ريشخند قرار مىدهد و مىگويد : اين سبكسرى چيست ؟ از آسمان زر و سيم نمىبارد و اينها را جز از طريق كسب نمىتوان يافت ،